تبلیغات
شعر و موسیقی

دیدمش اما چه حاصل او نگاهش مرده بود





دیدمش اما چه حاصل او نگاهش مرده بود


خاطرات عشق پیشین را زخاطر برده بود

دیدمش اما چه حاصل او نگاهش مرده بود

خاطرات عشق پیشین را زخاطر برده بود

آنکه روزی برق چشمش تارو پودم را گسست

خالی از عشق و هوس در پیله اش افسرده بود

پیش رویم بود اما همچنان بیگانه ایی

همچو گلبرگی که تیپای خزان را خورده بود

غرق رویایش من و او غرق در افسردگی

همچنان قابی که عکسی در دلش پژمرده بود

آنکه در رویای من زاییده شد اینک کجاست؟

از کنار من گذشت اما تو گویی مرده بود

تاریخ ارسال : یکشنبه 2 خرداد 1395 06:51 ب.ظ | نویسنده : Rahim

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر