تبلیغات
شعر و موسیقی

من روز خویش را با آفتاب روی تو..


من روز خویش را
با آفتاب روی تو
کز مشرق خیال دمیده است آغاز میکنم
من با تو می نویسم و می خوانم
من با تو راه می روم و حرف می زنم
وز شوق این محال:
که دستم به دست توست!
من
جای راه رفتن پرواز می کنم!
آن لحظه که مات
در انزوای خویش
یا درمیان جمع
خاموش می نشینم:
موسیقی نگاه تورا گوش می کنم
گاهی میان مردم
در ازدحام شهر غیر از تو
هرچه هست فراموش می کنم.......
فریدون مشیری

تاریخ ارسال : دوشنبه 28 دی 1394 12:42 ب.ظ | نویسنده : Somaye

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : دوشنبه 27 شهریور 1396 02:47 ق.ظ
Hello it's me, I am also visiting this web page on a regular basis,
this site is truly good and the people are actually sharing
good thoughts.
تاریخ ارسال : پنجشنبه 1 بهمن 1394 12:46 ب.ظ
قشنگ بود....

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر